مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1173

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1546 ] فصل [ دوم ] : اندر امراضى كه به لون تعلق دارد اين فصل ، مشتمل است بر چند مقاله : [ 1547 ] مقالهء [ اول ] : اندر برص ابيض « 1 » يعنى پيستى . و آن ، سپيدى است غليظ كه بر ظاهر جلد شود و گاه او در بعض اعضا باشد و گاه تمام بدن را درگيرد . و آنكه عمّام بود بر بدن ، وى را « برص منتشر » گويند . و بايد دانست كه اين مرض ، متعسر العلاج است ؛ خاصه آنچه مزمن بود و در ازدياد باشد . امّا آنچه از ماليدن سرخ شود و با خشونت بود و موى كه در آنجا رويد شديد البياض نباشد و چون سوزن در پوست آن محلّ خلانند خون برآيد يا رطوبت مايل به حمرت و استحكام نگرفته باشد ، بدانند كه دواپذير است . [ 1548 ] فرق در برص ابيض و بهق آن است كه برص براق بود و هر چون‌كه مزمن گردد ، غوص در عمق پوست و گوشت كند به حدى كه گفته‌اند چون مستحكم شود تا استخوان سرايت مىكند و موى كه در آنجا برويد مايل به بياض باشد و [ در ] آخر ، سپيد محض برآيد و پوست آن موضع ، نرم‌تر و سست‌تر از ساير بدن باشد و در اواخر حال - يعنى عند الاستحكام - چون سوزن در پوست خلانند ، رطوبتى نرم سپيد ظاهر شود و خون نباشد و هرچند آن جايگاه را بمالند سرخ نگردد ؛ بخلاف بهق ابيض كه سپيدى او رقيق و تنك باشد و غايص نبود و در اكثر مستدير الهيئت افتد و دفعة ظاهر شود و به استعمال اطليهء جاليه به زودى زايل گردد و موى كه در آنجا رويد سياه بود يا اشقر و هرگز سپيد نباشد اگرچه مزمن شده باشد . و كذلك چون سوزن در پوست خلانند ، خون ظاهر شود البته ؛ هرچند محكم شده باشد . انتباه : سوزن كه براى امتحان خلانند ، بايد كه در پوست خلانند نه در گوشت و آن ،

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Leukoderma .